عماد الدين حسن بن علي الطبري
24
كامل بهائى ( فارسي )
صلوات اللّه عليه و ابنائهم جمله يك طريق داشتند و يك مذهب ، و باتفاق جمله بر مذهب پدر خويش امير المؤمنين بودند ، و باتفاق امير المؤمنين بر مذهب رسول صلّى اللّه عليه و آله بودند نه بر طريق صحابه ، و گويند كه اختلاف دلالت بطلان است بدليل قول خداى تعالى : وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً ( نساء 84 ) يعنى اگر قرآن از نزد غير خداى بودى هرآينه يافتندى در وى اختلاف بسيارى . و ائمه اين طايفه ذريت و اولاد و وارث رسولاند و اهل عالم صلوات بر ايشان فرستند و آل محمد اين طايفه باشند بيقين و هر كه به ايشان خطاب كند بدين عبارت گويد كه يا ابن رسول اللّه و يا ابن بنت رسول اللّه . و امروز در جهان مشاهد ايشان قبلهء حاجات عالميان است و ملجأ مؤمنان و منافقان و هر سال چند معجزات بر سر روضه پاك و مقدس هر يك از ايشان ظاهر مىشود و مواليان ايشان روز بروز در ترقى و زيادت مىشوند ، چنان كه در ملك مازندران كه مولد مصنف اين كتاب است الحسن بن على بن محمد بن الحسن صد سال قبل از اين پانصد تن شيعى نبودند امروز كه سنه خمسة و سبعين و ستمائة « 675 » است در وى پانصد تن مخالف نباشد و به معجزهء ائمه ايشان جمله مؤمن و معتقد شدند و عنقريب باشد كه عالميان اين طريق اختيار كنند بنص قرآن كما قال سبحانه و تعالى : وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً ( نور 54 ) يعنى بتحقيق مقدور و آسان گرداند حضرت حق تعالى از براى ايشان دين ايشان را كه رضاى خدا مر ايشان راست و بتحقيق كه بدل كرده دين ايشان را بعد از ترس ايشان با يمنى كه پرستند مرا و شرك نيارند به من چيزى را . و ايذاى اين طائفه مبارك نباشد چنان كه امير المؤمنين صلوات اللّه عليه فرمود : « ما عادانا بيت الاخرب ، ، و ما نبح علينا كلب الاجرب » « 1 » و اگر در اين حديث بشكى درنگرد به نظر عبرت به بين كه آل ابى سفيان چه ديدند و آل زياد و آل عباس و برامكه از جمله خوارج بودند . امروز هيچ كدام را نه اثرى ، نه مضجعى ظاهر ، نه مقبرهاى ، نه زائرى و مريدى ، نه نسلى و نه ذريتى جمله مستأصل شدند و نسلهاى ايشان منقطع شد بدست سلطانان عادل و پادشاهان جهانگير بىآنكه
--> ( 1 ) - اين روايت در رياض السالكين 1 / 38 اين گونه ذكر شده است : نحن بنو عبد المطلب ما عادانا بيت الّا و قد خرب و لا عادانا كلب و قد جرب و من لم يصدق فليجرّب .